ای هم سی امروز

 

سلام بچیکا

امرو صبح گه راس شدم که جلتری بشم شهر . میخواسم برم  رنگ سی در و پیکر خونم بگیرم و  جلدی هم واگردم .

ای هوای خشی بی اما کمی سرد سردک هم بی . سوار اسب شیطونم شدم پس مرگ هر چی هندل میزدم اصلا اوم تو کمش نمی جنبی ! با هزار تا سلام و صلوات روشنش کردم .

تنگیدم ریش و یا علی رفتم بندر ...

همیطور که سی خوم میرفتم و تو فکر بقیه ی پیل ساخت خونه بیدم نفهمیدم که رسیدم سرای باغ زهرا (فلکه چه کنم) . ای موتور تش گرفتی کو هم خو ترمز درست و حسابی نداره اولی پل خرده بیدم ، یه شوفری سرش کرد در از ماشین زانتیاش و گفت : مردشور موتورت ببره مثل آدم برون همی شماها وقتی میزنین دم ماشین مردم بعد صدتا صاحب سی تو پیدا میشه !!!

گفتم : ای تف تو ای شانس . تش بگیری موتور لیلام واویده !

یه خوردی که رفتم جلوتر نزیک برس فلکه آغا یه سربازی مثل موشک اومد سیم  اولی از وحشت سکته کنم . اومدم به حساب خوم در برم نامرد با یه تابلوی زد تو کولیمم دلم ضعف رفت اولی مرده بیدم !

گرفتنمو ...

گفتم : ای زبونه تش گرفتت نمی تونسی واز نکنی حالا بخورش . 

افسره کو هم مثل ایکه یه تفنگدار ارتش آمریکا گرفته باشه سر مست از شکار اول صبحش گفت : بیمه خو نداری ، پلاکت هم قدیمی و از رده خارج شده حالا میخوای در هم بری ؟

یک برازجونی اوقات تهلی بید که مو مثل حاج عبدالرضا که از ترس گله گرازی زبونش بند شده بی مو از زهره ای میخواسم ... کنم ، موتور توقیف شد !!!

خدا رو شکر کردم اول صبی کسی ری دلمو نگشت . پهن پهنک رو افتادم سی فلکه آغا و رفتم اول خیابون سنگی دیدم دم در استانداری شلوغ شده ! هر چیش چرخوندم نفهمیدم چه خبرن اما یه دفی دیدم یه بچه ی پناه بر خدا سرش قد جفنی نونی واویده و یه کاغذی تو دسشن ریش هم نوشته { هدیه نیروگاه اتمی به مردم همجوار سرطان خون } و هی سی مردم رهگذر از پدافند غیر عامل حرف می زد !

هر چی سی جمعیت کردم قر و قیافه ی ای دخترکا و بقیه اونا نه مثل آدم بندرگاه بی !!!

گفتم ما مال بندرگاه هم نمیریم قیافه اونا هم یادمو رفته یه دفی دیدم یه پارچه نوشتی هم دسشو و ریش نوشته هلیله و بندرگاه !!!

رفتم نزیکتر گفتم : شما نماینده ی هلیله هم هسین ؟

 یهو یه زنی که دیر از گوشتو مثل دیو هفت سر بی گفت : ها تا کور واوی !

گفتم : به خدا همی مال بندرگان و دیدم هوا خیلی خرابن موتورمو خو اوول گرفتن ، حالا هم تا رمپی ری دلمو نگشتن در بیریم !!!

تو راه برگشت با خوم میگفتم اگه بخوان ولات رو بدن مو چه خاکی تو سرم بریزم ؟

بوای بوام در آمده تا ای خونه تا اینجا رسوندم حالا شما بیگین مو چه خاکی تو سرم بکنم ؟؟؟   

 

/ 1 نظر / 11 بازدید
انجمن

بازیار سر حاصل . آفرین خیلی جالب و هیجان انگیز